یادگیری زبان انگلیسی به نوعی جدید

یادگیری زبان انگلیسی به نوعی جدید

این سایت چگونگی یادگیری زبان انگلیسی را برای دوستداران این رشته تحلیل میکند

با تعدادی از اصطلاحات رایج انگلیسی آشنا شویم

its all greece to him......طرف از بيخ عربه
i had a narrow escape......خطر از بيخ گوشم گذشت
we are now even......حالا با هم بي حساب شديم
that will be even........اينجوري بي حساب ميشيم
keep my word for it........گفته باشما :-o ....از ما گفتن
i kept telling you...........هي بهت نگفتم...؟
she gave me cold shoulder......بهم بي محلي كرد
back at you.........اينم جوابت
you are dreaming.......دلت خوشه ها....
dream on.......به همين خيال باش
psudeo happy........الكي خوش
have one...take one.......براي تعارف كردن ميوه ياچيز ديگه
talk highly of someone..........از كسي تعريف كردن
dont discourage him.......نزن تو برجكش
dont kiss his ass............/ /        / /
You are going too fun........ديگه شورش رو در آورديا
U r so behind......خيلي شوتيا...! :grin:
dont idle your time......وقتتو تلف نكن

He turns on the charm.........باز زبونشو راه انداخت(اصطلاح براي آدم زبون باز)
He charmed his way in my heart...........تو دلم جا باز كرده
You can be of no help.......كمكي از دستت بر نمياد
I didn`t mean to upset you.........نميخواستم ناراحتت كنم
Get the girl in the sack........دختر تور كردن يا به عبارتي مخ زدن :-)
what is this bullshit all about...........اين شر و ورا چيه؟ :-? 

why did you discourage him.........چرا زدي تو ذوقش؟ :sad:
zip up.......دهنتو گل بگير
I will show you some skill.........يه چشمه اي بهت نشون ميدم
let settle it.......شر رو بخوابونيم
the situation is way out of control..........كار از اين حرفا گذشته
put some effort.......يه خودي نشون بده
get this straight to your ear..........اينو خوب تو گوشت فرو كن
right on.......دمت گرم
strike a light........بابا ايول دمت گرم...بزن قدش
no hard feeling........آشتي آشتي :)  :(
burry the hatches........آشتي كردن
uncross with with U.........باهات قهرم
I had my shoes customized........كفشامو سفارشي دوختم
hackle & haggle on the price..........چك و چونه زدن سر قيمت :-)
bargain with someone over the price........./ / 
Don`t look the other way..........خودتو به کوچه علي چپ نزن
He is post master at ..............طرف خداي فلان کار است
Cut my legs and call me shorty........تو گفتي و منم باور کردم
She`s a liar liar........يه روده راست تو شکمش پيدا نميشه

She was born on the wrong side of the bed........حرام زاده
I wasn`t born yesterday.......موهامو تو اسياب سفيد نکردم
talk of devils...........(حلال زاده) وقتي در مورد کسي صحبت ميکنيم و همان موقع وارد ميشود اصطلاحا ميگوييم طرف حلال زاده است
rool the red carpet for somebody..........جلوي کسي گاو کشتن...احترام خيلي زياد
to flatter....پاچه خواري
to kissup somebody.....پاچه خواري
apple polisher.....پاچه خوار
give someone lip service.......شير کردن کسي با حرف
chicken chicken.....چقدر ترسو
chicken feed....پول خرد...ناچيز
chicken scrach....خرچنگ قورباغه
how much bread have u got..........مايه تيله چقد داري؟
has the penny dropped........دوزاريت افتاد؟
get off my bag..........بابا ولمون کن..دست از سرم بردار
dress up like a cristmas tree.....تيپ زدن
you shine like a new penny......اصطلاح براي تعريف از افراد خوشتيپ
thick skull.....کله پوک
how can i put it into your thick skull......چطوري توي کله پوکت فرو کنم
you look lost.....گيج ميزني
error is human........انسان جايز الخطاس

i put it down to experience.......پشت دستم رو داغ گذاشتم
to the best of my knowledge.........تا اونجايي که ميدونم
dont let the cat out of the bag...........راز رو فاش نکن
as cold as cucamber........ادم بي روح و بي احساس (سيرابي) :grin:

he seems to be keen on my brother.....انگار از برادرم خوشش اومده
he is so behind..........طرف شوته
dont deceive yoursef.........خودتو خر نکن
you look fishy.......مشکوک ميزني
Pull the rug from under someone........زير آب کسي رو زدن
im a bit lost......يه کمي گيج شدم
are you bullshiting me.........داري منو دست ميندازي( اسگلمون کردي؟ :grin: )
he`s eyes are bigger than his stomach.......دلش سير ميشه ولي چشمش سير نميشه

you have no tolerance........خيلي بي جنبه اي -ظرفيت نداري

my job is on the line..........شغلم در خطره
my pride is on the line........آبروم در خطره
dont make me lose the face.......ابرومو نبر-ضايعم نکن
dont discredit me............./ /
Rainy day......روز مبادا
Thankyou for pointing that out.......ممنون که به این نکته اشاره کردین
Does he resent my being here........دلخور شده من اومدم اینجا؟
It doesn’t concern you........به تو ربطی نداره
It has nothing to do with you......../

dog eat dog.......سگ صاحابش رو نميشناسه

dumb bunny..........مشنگ و منگل :grin:

play cat and mouse with someone.........سر کار گذاشتن(چت کردن..اسگل کردن) :grin:

He snapped his finger at his friend........به ریش دوستش خندید
I was embarrassed  to death.............از خجالت مردم
What brings you here..........از اين طرفا..؟!
Watch out......بپا
Mind your head........سرتو بپا
Mind the steps......پله ها رو بپا
Shut the hell up........خفه شو..دهنتو ببند

The tea gave me a real buzz..........چايي بهم ميچسبه
You will spoil the effect........از دهن ميفته...مثلا شامت از دهن ميفته

Skip the class......دودر كردن كلاس
Gate crasher........مهمان ناخوانده
For the time being.....در حال حاضر
In the short run........در كوتاه مدت
In the long run.........در دراز مدت

At your earliest convenience........در اولين فرصت

Since that is the case.........حالا كه اينجوريه...
Variety is the spice of life..........تنوع چاشني زندگيه

To give someone the green light..............چراغ سبز نشان دادن

Out of the blue..........مثل عجل معلق

Kill two birds with one stone............با يك تير دو نشان زدن
One for the road.........آخرين جرعه رو خوردن..اخرين فيض رو بردن

heart to heart talk........گفتگوي صميمانه
putting our heads together.......فكر هاي خود را روي هم ريختن

hit the nail on the head.........تو خال زدن

Keep one`s fingers crossed.........خدا كنه....خدا از دهنت بشنوه...انشاله..

spend money like water........مثل ريگ پول خرج كردن
kick the bucket..........به درك واصل شدن
help your self..........بفرماييد...(وقتي چيزي تعارف ميكنيم
he is a new money..........آدم تازه به دوران رسيده
his days are numbered..........پاش لب گوره
he is all talk.........مرد حرفه...مرد عمل نيست
dream on.........خواب ديدي خير باشه(به حالت مسخره)

set somebody up..........پاپوش درست كردن براي كسي
frame somebody................//  //

give an evil eye........چشم زدن

پشت سر طرف  ( غیبت)  behind my back

that's not a big deal  چیز مهمی نیست (آنچنان که تصور میکنی نیست)

put sb down:کسي رو ضايع کردن
come off one’s high horse. از خر شیطون پایین اومدن.

take Sb for a ride
( اینم روم سیاه ) مخ کسی رو زدن

come off !
بینیم بابا

Don't take it your self
به خودت نگیر  :x

On me
با من . مهمان من . من حساب میکنم  :D

Don't pick on me
به من گیر نده  :x

You make fool of me
زایم کردی  :sad:

What a sucker do you think i am ?
منو حالو گیر اوردی ؟ - منو خر گیر اوردی ؟  :eek:  :-?


What a rip off ?!
مگه سر گردنس ؟! :-o  :-O  :-x

To grease the palm of a person
سبیل کسی رو چرب کردن  ::ss

A snake under the grass
اب زیر کاه - موزی - ادم مارمولک صفت  :grin:

She sweep me off my feet
اون ( دختره ) دل منو برده . منو عاشق خودش کرده  :grin:  :-)  :)

Get carried away!
جو گیر شدن
وقتی طرف مقابل شما از خود بی خود شده یا خودتون ازخود بیخود شدید . :-o

Screw up !
ضایع شدن  :o  :sad:

That's So Javad
( حتما براي شما پيش اومده كه در جواب شخصي گفتيد : سعيده ديگه كاريش نميشه كرد ! . اين جمله دقيقا همونه ) جواده ديگه !  :-)

I have reputation to uphold
من عابرو دارم  :-O  :-o

When pigs can fly
وقت گل نی- خوابشو ببینی - عمرآ  :m:a

Lose one's head
حول شدن - دستو پا گم کردن  :-O

Let the cat out of the bag
لو دادن - بندو به اب دادن  :ch:

You see nothing, You hear nothing
نشنیده و ندیده بگیر - شتر دیدی ندیدی  :x   ::ss

Get off someone's back
دست از سر برداشتن - رها کردن به حال خودش  :AA:

Get in someone's hair
ازار و اذیت کردن کسی - مزاحم شدن و worm ریختن برای کسی  :grin:

we are even *  Be even- Steven
مساوی شدیم - این به اون در

Jack of all trades and master of none
همه کاره و هیچ کاره - کاربلد و بیکار ::ss

Hasty work, Double work
کار عجله ای نیازمند دوباره کاریه :-o

Ask for trouble
دنبال دردسر گشتن :m:a

don't let the cat out of the bag
سوتی ندید !! - ضایع نکنید !! :-O

He is All thumbs
دستو پا چلفتیه - بی عرضه هست :-?

Bite the hand that feeds one
نمک خوردن و نمک دان شکستن - خیانت کردن :x

.... is in a good hand
.... دست خوب کسی هست - دست ادم مطمئنیه - ( یا حتی زمانی که قصد گفتن این رو دارند که چیزی دست ما هست این رو میگن . این اصطلاح کاربردی هست ) :-o

Pull someone's leg
سرکار گذاشتن کسی  :L:L

Keep something under your hat
بین خودمون بمونه - تو دلت نگه دار  :-)  :-o

Don`t look the other way
خودت رو به اون راه نزن ( البته بازهم معنای فارسی داره  :-)  )  :-?

push around the bush
از زیرش در رفتن - طفره روی   :-x  ::ss

Freak out
Flip out
دیوانه شدن , قاطی کردن , از دست دادن کنترل   

What's new ?
What's up ?
چی شده ؟ چه خبره ؟  :-x

Give me a break
شوخی میکنی !, جدی نمیگی ! , داری سر به سرم میزاری ! ( یه اصطلاح رایج بین جوونها )  :-O  

Slang Expressions and idiom:

اصطلاحات عامیانه و غیر ادبی:


Meeting & greeting

آشنایی،احوال پرسی و اصطلاحات ملاقات با یکدیگر:

1)You look a little bit down in the mouth

یک کمی پکر به نظر می رسی.


2)Trying to make a buck.

یک لقمه نانی در می آوریم.


3)How do you make your bread and butter?

از چه طریق امرار معاش می کنید.


4)I'm sure that you are tied upnowadays.

می دونم که این روزها خیلی گرفتار هستید.


5)You are always on the ball.

شما همیشه مشغول یک کاری هستید.


6)Complications arise.

گرفتاری همیشه هست.


7)Make yourself at home.

اینجا رو منزل خودتون بدونید.


8)Feel free to do so.

9)Don't be shy.

تعارف نکنید.


10)He put me into the spot.

او من رو توی رو دربایسی گذاشت.


11)I'm not in a good mood today.

امروز زیاد حال و حوصله ندارم.


12)I'm not in a high spirit today.

امروز از نظر روحی زیاد خوب نیستم(امروز سرحال نیستم)


13)What has come over you?

چی به سرت اومده؟


14)You are really making me blush.

شما واقعا من را خجالت زده کردید.


15)Don't push yourself.

خودت را اذیت نکن(به زحمت نیانداز).



1)Money doesn't grow on trees

پول که علف خرس نیست.


2)They have got money to burn

پولش از پارو بالا میره.


3)Don'n throw your money down the drain.

پولت رو حیف و میل نکن.


4)to be spender.

دست به جیب بودن


5)to be an extravagant

ول خرج بودن


6)That's a money for jam

آن یک پول باد آورده است.


Face & cheeky:

رو & پر رو

1)I don’t have the face to tell him.

روم نمیشه بهش بگم.


2)Don’t turn me down

روی من رو زمین نیانداز.


3)They don’t let it show.

آنها به روی خودشان هم نمی آورند.


4)Let's say it right out.

بگذار رک و راست بهت بگم.


5)He has got a lot of cheek

6)He has got a lot of face

7)He is so pushy

او خیلی پر رو است.


The answer to the bullshiter:

جواب آدم خالی بند:

1)Like I'm goanna(going to)believe it

تو گفتی و منم باور کردم


2)The thing that you see

به حق چیز های ندیده


3)We will see about that.

ببینیم و تعریف کنیم


4)You make a better window than a door.

برو کنار بگذار باد بیاد.


5)Never try to bullshit the bulshitter.

ما خودمون ذغال فروشیم تو می خواهی ما رو سیاه کنی؟!


6)Are you ever a genius?

عجب نابغه ای هستی و ما خبر نداشتیم ها!


7)Don’t fall for him

گول حرفاشو نخور.



1)He went back on his word.

او زد زیر حرفش.


2)He got away with paying it.

او از زیر پرداخت آن شانه خالی کرد.


3)You should be the man of your own word

شما باید سرحرفتون بایستید


4)Practice what you peach

به آنچه می گویی عمل کن



زرنگ و فرصت طلب:

1)He is a smooth operator

او با پنبه سرمی بره.


2)He crossed me.

او زیرآبمو زد.


3)He set me up for this

او برام پاپوش درست کرد.


4)He is a time server


او نون رو به نرخ روز می خوره


Bad temper&mouthy

بد اخلاق و بد دهن:

1)I just called him everything in the book

هر چه از دهنم در اومد بهش گفتم


2)Don’t get mouthy with me

دهن به دهن من نگذار


3)Don’t blurt thing out

هر چی از دهنت در میاد نگو


4)You are lying through your teeth

داری مثل سگ دروغ میگی


5)I have it cooked for you

یک آشی برات بپزم که یک وجب روغن روش باشه.


6)Over your head

از سرت هم زیاد است.


7)that's just the case of either make it or break it

می خواهی بخواه نمی خواهی هم نخواه.


Friend & friendship

دوستی و روابط دوستانه:

1)He is a friend all around

او همه رقمه یک دوسته.


2)I love him with all my heart & soul

با تمام وجود دوستش دارم


3)He is my close friend.

او دوست صمیمی من است.


4)You mean a world to me.

تو برای من یک دنیا ارزش داری.


5)You were greatly missed.

جای شما واقعا خالی بود


6)He is not the right guy to hang around with.

او برای دوستی فرد مناسبی نیست.



واضح و معلوم:

1)That's as obvious as a bright daylight.

2)That's claen as a whistle.

مثل روز روشنه.


3)That's not something doubtful.

این که چیز شک بر انگیزی نیست.


To excuse & the way to answer:

عذر خواهی و نحوه جواب دادن به آن:

1)I'm terribly sorry.

2)I'm awfully sorry.

واقعا متاسفم.


3)I try to make it up.

سعی می کنم جبران کنم.


4)No offensment(no offense man

منظور بدی نداشتم.


5)None taken.

من هم به دل نگرفتم.


6)Don't mention it!

اصلا حرفش رو هم نزن.


7)No sweat man!

بی خیال بابا!


8)Don't put yourself through hell.

به خودت فشار نیار.


9)There is no need for that guilt trip.

اصلا احتیاج به سرزنش خودت نیست.


10)Go easy on that.

11)Take it easy.

زیاد سخت نگیر.


To open out one's heart:

درد دل:

1)My heart is heavy.

دلم گرفته است.


2)Speak your heart.

حرف دلت رو بزن.


3)I'm blowing some steam on.

دارم عقده دلم رو خالی می کنم.


4)That's just a guts feeling.

این فقط یک احساس درونیه.


5)That's very truthful of me.

با تمام صداقت دارم می گم.


6)I know what you are going through!

می دونم چه رنجی داری می کشی!


Some habitual words & tunes:

برخی تکیه کلام ها و لحن ها:

1)Put in a good word for me.

2)give a good word for me.

سفارش ما رو هم بکن.


3)You just get that guilt trip.

شما عذاب وجدان خواهید گرفت.


4)I take it as it comes.

هر چه شد،شد(هر چه شد بادا باد)


5)I took a risk.

دل را به دریا زدم.


6)He is just sitting within an elbow distance.

او بغل گوش من نشسته


7)He is a fair weather friend/part time friend.

او رفیق نیمه راه است.


8)Don't drag me into this.

پای من رو وسط نکش.


9)keep a low profile for a couple of days.

یک چند روزی زیاد آفتابی نشو.


10)I wouldn't miss it for the world.

سرم هم بره آنرا از دست نمی دم.


11)They made him liquidated

سرش رو زیر آب کردند.


12)You should meet each other in mid way.

13)You should meet each other in half way.

شما باید کوتاه بیایید.


14)He is ahead of himself.

او سر از پا نمی شناسد.


15)Take it as you like.


هر جور می خواهی حساب کن.


16)He is not my type

او به من نمی خوره(با من جور در نمیاد)


17)They send you for a wild goose chase.

آنها شما را به دنبال نخود سیاه فرستادند.


18)Don't keep your desires too high

زیادی خوش خیال نباش.


19)He can take a joke.

او در شوخی ظرفیت بالایی دارد(ظرفیتش بالاست)


20)He gets carried away very quickly

او بی جنبه است،ظرفیت نداره.



+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت 11:42  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

آموزش تصویری اصطلاحات انگلیسی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 9:39  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی Learn Useful Expressions in English


Everybody makes mistakes sometimes. When it happens we need a phrase to tell the other person how really sorry we are and stop them getting really angry. Here are ten phrases.

Ten Expressions to Use In Speaking And Writing
  1. Sorry.
  2. I'm (so / very / terribly) sorry.
  3. Ever so sorry.
  4. How stupid / careless / thoughtless of me.
  5. Pardon (me)
  6. That's my fault.
  7. Sorry. It was all my fault.
  8. Please excuse my (ignorance)
  9. Please don't be mad at me.
  10. Please accept our (sincerest) apologies.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 9:32  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

آموزش تمام زمان های زبان انگلیسی به زبان ساده

tense Affirmative/Negative/Question Use Signal Words
Simple Present A: He speaks.
N: He does not speak.
Q: Does he speak?
  • action in the present taking place once, never or several times
  • facts
  • actions taking place one after another
  • action set by a timetable or schedule
always, every …, never, normally, often, seldom, sometimes, usually
if sentences type I (If I talk, …)
Present Progressive A: He is speaking.
N: He is not speaking.
Q: Is he speaking?
  • action taking place in the moment of speaking
  • action taking place only for a limited period of time
  • action arranged for the future
at the moment, just, just now, Listen!, Look!, now, right now
Simple Past A: He spoke.
N: He did not speak.
Q: Did he speak?
  • action in the past taking place once, never or several times
  • actions taking place one after another
  • action taking place in the middle of another action
yesterday, 2 minutes ago, in 1990, the other day, last Friday
if sentence type II (If I talked, …)
Past Progressive A: He was speaking.
N: He was not speaking.
Q: Was he speaking?
  • action going on at a certain time in the past
  • actions taking place at the same time
  • action in the past that is interrupted by another action
when, while, as long as
Present Perfect Simple A: He has spoken.
N: He has not spoken.
Q: Has he spoken?
  • putting emphasis on the result
  • action that is still going on
  • action that stopped recently
  • finished action that has an influence on the present
  • action that has taken place once, never or several times before the moment of speaking
already, ever, just, never, not yet, so far, till now, up to now
Present Perfect Progressive A: He has been speaking.
N: He has not been speaking.
Q: Has he been speaking?
  • putting emphasis on the course or duration (not the result)
  • action that recently stopped or is still going on
  • finished action that influenced the present
all day, for 4 years, since 1993, how long?, the whole week
Past Perfect Simple A: He had spoken.
N: He had not spoken.
Q: Had he spoken?
  • action taking place before a certain time in the past
  • sometimes interchangeable with past perfect progressive
  • putting emphasis only on the fact (not the duration)
already, just, never, not yet, once, until that day
if sentence type III (If I had talked, …)
Past Perfect Progressive A: He had been speaking.
N: He had not been speaking.
Q: Had he been speaking?
  • action taking place before a certain time in the past
  • sometimes interchangeable with past perfect simple
  • putting emphasis on the duration or course of an action
for, since, the whole day, all day
Future I Simple A: He will speak.
N: He will not speak.
Q: Will he speak?
  • action in the future that cannot be influenced
  • spontaneous decision
  • assumption with regard to the future
in a year, next …, tomorrow
If-Satz Typ I (If you ask her, she will help you.)
assumption: I think, probably, perhaps
Future I Simple

(going to)

A: He is going to speak.
N: He is not going to speak.
Q: Is he going to speak?
  • decision made for the future
  • conclusion with regard to the future
in one year, next week, tomorrow
Future I Progressive A: He will be speaking.
N: He will not be speaking.
Q: Will he be speaking?
  • action that is going on at a certain time in the future
  • action that is sure to happen in the near future
in one year, next week, tomorrow
Future II Simple A: He will have spoken.
N: He will not have spoken.
Q: Will he have spoken?
  • action that will be finished at a certain time in the future
by Monday, in a week
Future II Progressive A: He will have been speaking.
N: He will not have been speaking.
Q: Will he have been speaking?
  • action taking place before a certain time in the future
  • putting emphasis on the course of an action
for …, the last couple of hours, all day long
Conditional I Simple A: He would speak.
N: He would not speak.
Q: Would he speak?
  • action that might take place
if sentences type II
(If I were you, I would go home.)
Conditional I Progressive A: He would be speaking.
N: He would not be speaking.
Q: Would he be speaking?
  • action that might take place
  • putting emphasis on the course / duration of the action
Conditional II Simple A: He would have spoken.
N: He would not have spoken.
Q: Would he have spoken?
  • action that might have taken place in the past
if sentences type III
(If I had seen that, I would have helped.)
Conditional II Progressive A: He would have been speaking.
N: He would not have been speaking.
Q: Would he have been speaking?
  • action that might have taken place in the past
  • puts emphasis on the course / duration of the action
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 9:30  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

چرا بايد انگلیسی ياد بگيريم؟

شايد يادگيری زبان انگليسی مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگی شما باشد.

آيا هيچ فکر کرده‌ايد که دسترسی به اطلاعاتی که ديگران از آن بي‌بهره‌اند، چقدر مي‌تواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبی که ديگران نمي‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز مي‌کنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهش‌های بزرگی که در شغل‌تان برمي‌داريد؟

شما مي‌توانيد به همه‌ اينها برسيد، اگر خوب انگليسی صحبت کنيد.




دسترسی به اطلاعات

شما به چه چيزی علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتر؟ سلامتي؟ تجارت؟ ورزش؟  رسانه‌های امروز – از قبيل اينترنت، تلويزيون و مطبوعات – دسترسی تقريباً نامحدودی را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسی است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتی که اگر انگليسی بلد باشيد می‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان می‌شود:

  • بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد ( صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمی از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسی پيدا می‌کنيد.

  • کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايی با نويسندگان آمريکايی يا بريتانيايی بخوانيد، و نيز کتابهای ترجمه شده از زبانهای ديگر. به هر موضوعی که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزی به انگليسی درباره آن پيدا کنيد.

  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌های انگليسی زبان هستند که به راحتی در هر کجای جهان يافت مي‌شوند. شما برای پيدا کردن مجله‌هايی مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلی وقت صرف کنيد.

  • علوم. زبان انگليسی کليـد دنيـای علم و فن‌آوری است. حـدود 95% مقـالات علمی منتشر شده، به زبان انگليسی است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهای انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.

  • گزارشات خبري. شبکه‌های تلويزيونی بين‌المللی از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند. در هر کجای دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسی داشته باشيد.


گفتگو با ديگران

انگليسی را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که برای گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسی استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان می‌توانند به انگليسی صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيری آن هستند.

  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللی به زبان انگليسی برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهای المپيک يا جام جهانی فوتبال را در نظر بگيريد.

  • سياستمداران کشورهای مختلف از زبان انگليسی برای برقراری ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلی سازمانهايی از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... می‌باشد.


اگر شما بتوانيد به انگليسی صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌های تبادل نظر اينترنتی بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگی و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.

  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسی در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسی چه مي‌داند، شايد روزی زبان انگليسی جان شما را نجات دهد!


پيشرفتهای شغلی

اگر خواهان شغل خوبی در زمينه‌های تجاری يا علمی هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيری انگليسی مشغول شويد!

دانستن انگليسی به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگلیسی» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را برای بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.

  • دانش فنی خود را افزايش دهيد. انگليسی زبان فن‌آوری است، مخصوصاً فن‌‌آوريهای تراز بالايی مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسی استفاده کنيد.

  • يک تاجر بين‌المللی باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللی تنها بـا زبان انگليسی ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهانی به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشی ايفا کنيد، بايد انگليسی بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاری بخوانيد و....

  • دانشجو و محقق بهتری باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهای ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهای بين‌المللی شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌های جديد علمی با خبر شويد.


ياد گرفتن انگليسی آسان است

انگليسی نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکی از آسان‌ترين زبانها برای يادگيری و استفاده محسوب می‌شود:

  • الفبای ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصی از قبيل ä يا é وجود ندارد.

  • حالت جمع آسان – فقط کافی است يک s (يا es) به انتهای يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)

  • کوتاهی کلمات – اغلب کلمات اصلی کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولانی‌تر هم غالباً کوتاه می‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.

  • انگليسی همه جا يافت مي‌شود: دسترسی به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسی زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشی استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسی بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهی است که بدين ترتيب اشتياق شما برای يادگيری افزايش می‌يابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 10:29  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

اصوات انگلیسی و جدول IPA

در بيشتر ديکشنريهای امروزی برای نشان دادن تلفظ کلمات از سيستم IPA استفاده مي‌شود. در جدول زير همه علائم و نشانه‌های IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌های نمونه دقت کنيد و با کليک روی Amer (انگليسی آمريکايي) يا Brit (انگليسی بريتانيايي) تلفظ آنها را بشنويد (با فرمت mp3). تلفظ بريتانيايی نيز آنجا که با تلفظ آمريکايی تفاوت آشکاری دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)




b bad, lab Amer
d did, lady Amer
f find, if Amer
g give, flag Amer
how, hello Amer
j yes, yellow Amer
k cat, back Amer
l leg, little Amer
m man, lemon Amer
n no, ten Amer
sing, finger Amer
p pet, map Amer
r red, try Amer
s sun, miss Amer
S she, crash Amer
t tea, getting Amer
tS check, church Amer
think, both Amer
TH this, mother Amer
v voice, five Amer
wet, window Amer
z zoo, lazy Amer
Z pleasure, vision Amer
dZ just, large Amer

حروف واکه (صدا‌دار)




^ cup, luck Amer
a: arm, father Amer / Brit
@ cat, black Amer
e met, bed Amer
.. away, cinema Amer
e:(r) turn, learn Amer / Brit
i hit, sitting Amer
i: see, heat Amer
o hot, rock Amer / Brit
o: call, four Amer / Brit
u put, could Amer
u: blue, food Amer
ai five, eye Amer
au now, out Amer
ou go, home Amer
e..(r) where, air Amer / Brit
ei say, eight Amer
i..(r) near, here Amer / Brit
oi boy, join Amer
u..(r) pure, tourist Amer / Brit



  چند نکته

1- در (r):e و (r).. و ... ، r در انگليسی بريتانيايی تلفظ نمی‌شود، مگر اينکه قبل از يک حرف واکه (صدادار) بيايد (مثلاً در answering و answer it). اما در انگليسی آمريکايیr هميشه تلفظ می‌شود.

2- در انگليسی آمريکايی :a بجای o تلفظ می‌شود.

3- بسياری از آمريکايی‌ها :a (o) و :o را به يک شکل تلفظ می‌کنند.


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 10:25  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

روشهای فراگیری لغات(به نقل از سایت زبان آموزان)



به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.


دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....


تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است!

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.


تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.


جعبه لایتنر

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند.  

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.


طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:


Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج


Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)


و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 10:19  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

بازگشت مجدد

با سلام مجدد خدمت همه عزیزان

در نظر دارم از اواخر شهریور یا اوایل مهر ماه مجددا این سایت را راه اندازی کنم و از متدهای جدیدتر در آن استفاده نمایم از همه شما عزیزان به دلیل دادن نظرات خود ممنونم و خواهش میکنم هنوز هم اینجانب را از راهنمائیهای خود بهره مند سازید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 11:15  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

چند تجربه

دوستان در نظر دارم تا تجربيات خود را در حين برخورد با انگليسي زبانهادر محيطهاي كاري گوناگون و اصطلاحاتي كه از آنها ياد گرفته ام را انتخاب كرده و هر از چند گاهي برايتان روي سايت بياورم

به چند نمونه توجه كنيد:

1- oh crum:اوه نه

2- you are very proper:شما آدم خاصي هستيد

3- in a little bit:چند لحظه ديگر

4- hang on:چند لحظه (صبر كن)

در آينده هنوز هم از اينگونه اصطلاحات برايتان مينويسم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 2:6  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

آشنائي با يك ضرب المثل يا اصطلاح انگليسي


to pour oil on troubled water:(to make peace, to calm someone down)


example:when I tired to pour oil on troubled waters, both the angry husband and his wife stopped their quarrel and began to attak me 

معني فارسي:آرام كردن .آرام ساختن

مثلا در فارسي وقتي مي گوئيم آب رو آتش ريختن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 1:57  توسط م.ر.اكبري نژاد  | 

مطالب قدیمی‌تر